تبلیغات
MiGaN : MaghrooRaM [ KHoB Che KoNaM HaminaM Ke haST , be manChe SHakhaM ] - Az khod RaZi [ Hatman ShakhaM Ke az KhoD raZiaM ] - MehrabooN [ Faghat VaSe aDamaYi ke JanBe daraN ]
MiGaN : MaghrooRaM [ KHoB Che KoNaM HaminaM Ke haST , be manChe SHakhaM ] - Az khod RaZi [ Hatman ShakhaM Ke az KhoD raZiaM ] - MehrabooN [ Faghat VaSe aDamaYi ke JanBe daraN ]

AHMAGH BASH TA KAM RAVA SHAVI

یکشنبه 27 اسفند 1385

نوع مطلب :عمومی، 


چهارشنبه 18 بهمن 1385

نوع مطلب :عمومی، 


چهارشنبه 18 بهمن 1385

نوع مطلب :عمومی، 

Image hosting by TinyPic









BameIran . OrgBameIran . Org 

BameIran . Org

 

BameIran . Org

 

BameIran . Org 

BameIran . Org

 

BameIran . Org

 

BameIran . Org


چهارشنبه 18 بهمن 1385

نوع مطلب :عمومی، 

 

BameIran . Org

 

BameIran . Org

 

BameIran . Org  این عکس ها دیگه اخرشه  حال می کنین    نظر یادتون نره   ممنونم  مجتبی


چهارشنبه 18 بهمن 1385

نوع مطلب :عمومی، 

Image hosting by TinyPic









BameIran . OrgBameIran . Org 

BameIran . Org

 

BameIran . Org

 

BameIran . Org 

BameIran . Org

 

BameIran . Org

 

BameIran . Org


دوشنبه 16 بهمن 1385

نوع مطلب :عمومی، 

نظر یادتون  نره بی معرفتا {مجتبی}


دوشنبه 16 بهمن 1385

نوع مطلب :عمومی، 


دوشنبه 16 بهمن 1385

نوع مطلب :عمومی، 

اوا عکس بچه های شهرکرد هم  اینجا هست  فقط همین یکی


جمعه 15 دی 1385

نوع مطلب :رومانتیک، 

به جرم اینكه خیلی ساده بودم

 به زندان دلت افتاده بودم       
                             اگرچه حكم چشمانت ابد بود       
                                           برای مرگ هم اماده بودم              

                                         

                                                                    

لبخند زدی آسمان آبی شد          
  شب های قشنگ مهر مهتابی شد                   
    پروانه پس از تولد زیبایت          
          تا آخر عمر غرق زیبای شد.                                                            
              در جوانی غصه خوردم هیچ کس یادم نکرد          
                در قفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد              
                آتش عشقت چنان از زندگی سیرم کرد               
                 آرزوی مرگ کردم ومرگ هم یادم نکرد


سه شنبه 30 آبان 1385

نوع مطلب :عمومی، 

iRGiRL.MihanBlog.CoMiRGiRL.Myblog.iRiRGiRL.Myblog.iRiRGiRL.Myblog.iRمن بازم اومذم بترکونم  این هم عکس عکس عکس


شنبه 20 آبان 1385

نوع مطلب :عمومی، 

من بازم میام  تا بعد


شنبه 20 آبان 1385

نوع مطلب :عمومی، 

سلام من مجتبی  هستم از فردا به روز  میشم هر روز


یکشنبه 7 آبان 1385

نوع مطلب :عکس، 

                  


یکشنبه 7 آبان 1385

نوع مطلب :رومانتیک، 



درود بر روزگاری که بی هیچ سلام و سوالی بر سادگی من خیمه گاهی ساختی پر از بوی درود!

پر درد غریبی. درود بر خنجری که بر دلم نشاندی و زخمی زدی به عمق عشقی که برایت

از آن سایبان آرامش ساختم بی هیچ خواهشی . درود بر کاشانه ای که از آن ویرانه ای

ساختی و من آن را سرایی دیدم پر  از نگاه پاک با تو بودن و همیشه ماندن . کجا رفتی آرامش

سنگین نبض خیانت کجا رفتی؟ هیچ گاه ندانستی چرا به جای آن همه درود بی پاسخ بر تو

امروز نغمه ام بدرود است و بس .

. آن همه رویای محال که برایم ساختی پر بود از سرمای خیال . با تو بودن محالی

بود و بس. از همان روز که تو رفتی گیجگاه لحظه ها هر طپشش حسرت است و باز هرم

نفسهای بی همدم.چرا ؟ چرا دردهایم را ندیدی ؟ مگر روزی که به جای دیوار های سپید

کاشانه ات تنها جای انگشتانی یخ بسته و خالی از عشق را بر کنگره سیاه لحظه هایت دیدم

 

باز هم نگفتم درود؟

 

 

مگر وقتی به جای آن همه دریای مرهمی که از چشمان رویاییت برایم ساختی تنها ساحل

غمش را به من هدیه دادی نگفتم درود ؟ امروز چراو به چه جرم محکوم به فراقت هستم؟

آیا آوای تک یاخته های قلب پر دردم را از نگاهم نمیخوانی؟بی تو از دست میروم ولی

میروم میروم تا تو چتر آرزوهایت را بر حریمی دگر بگشایی شاید شاید که اینبار وفادارت

جفایت نبیند

 

 

بوی هوس را از تک یاخته های تن نابالغ شکوفه های گیلاس میشنوم . بوی یاس ‌و شمیم

سپیده و روزمرگی و شبانگی همیشگی و بدینسان قصلها میگذرند بی هیچ جنبشی.

از پشت قله های رفیع شکستگی نمیتوان ثانیه های بودن را باور کرد وقتی هر لحظه

از شبها و روزهای درهم و سیاهم بوی تعفن سبزینه گذشتن میدهد بی آنکه حتی برای

یک دم زیسته باشم بی حسرت و بی حس مرگ .

آرزوها را به دست زورقی دادم که در میانه راه در پی چشمانی وحشی مقصود را گم کرد

و بهار آرزوهایم بوی خزان و مرگ سیاه رویا گرفت . موجها صخره های انتظار را میشکست

بی آنکه در پس آنهمه تلاطم در هوای رویاهایم پرنده ای پر باز کند و تن به آسمان عشق دهد

تا باور کنم پس از آنهمه اندوه سهم من وصالیست عاشقانه.

سلولهای نفرین را در دفینه قلب ترک خورده ام دفن کردم تا مباد آه سینه سوزم جغد شوم

ناکامی را به آسمان خوشبختیت پرواز دهد .

عاشقانه ها را از بر کردم و تو را گم کردم . جرقه های تاریکی را در پس چشمان بیتابت

میدیدم بدون آنکه حتی یک لحظه به شفافیت صداقت عشق شک کنم .

وفا نیست مرگ است وقتی تمامی لحظاتم پس از آنهمه سؤال و شاید و اما در پس خود بینی

هزار توی دستانت هر لحظه شاهد فروریختگیم بود بی آنکه حتی حس کنی تویی بانی تمامی

آزارم تمامی حسرت و اندوه و آرزوهای محالم .

 

من و تو تمامی ثانیه های از هم پاشیدن کلبه خوشبختی را میدیدیم و میشنیدیم و من به

هوای چشمان رویای عشقت و تو در هوای غروری لجام گسیخته چشمانمان را رو به

تمام این وحشیانه ها بستیم . زمانی به خود آمدیم که نفسهای آخر را زیر آوار آنهمه سیاهی

بسان تندیس شوم گسستن در دفتر آرزوهایمان حک میکردیم بی هیچ نرمشی و گذشتی.

من بی تو در ترانه ظلمت روانه هجوم خستگیها و تنهایی های مدام شدم . سرچشمه عشقم

آن نیاز فروریخته در فرهیختگی احساس در فراسوی بغض دستان شراره های مهرم پوسید

و من به مرگ بی تو تن دادم تا بدانم و فریاد زنم عاشقانه میمیرم

تو کجایی تا ببینی لحظه هام بی تومیمیرن

نم نم چشمام چه ساده بارونو از سر میگیرن

کوله بارم خستگی بود اینو تو خوب میدونستی

گفتی تا ابد میمونی اما افسوس نتونستی

به خدا داشتم میرفتم خیلی پیش از رفتن تو

تو بودی گفتی بمونم توی قاب هوس تو

حالا حتی یاد مهرت زده قلبمو شکسته

عشق به اون روزهای رفته پر پروازمو بسته

کاشکی چشماتو نداشتم هرم داغ دستای تو

دل من تنها میمونه بی عبور نفس تو

من چه ساده چه خیالی دلمو بهت سپردم

میدونستی نمیمونی پس چرا خواستی بمونم؟

چرا اشکامو ندیدی ندیدی دارم میمیرم

مگه تو نگفته بودی من دوباره جون بگیرم ؟

دیگه تو نیستی ببینی غم واسم شده عبادت

میدونم بی تو میمیرم اما خوب سفر سلامت

نفسم بی تو میگیره من بازم تنها میمونم

اما برنگرد دوباره نمیخوام با تو بمونم




شنبه 6 آبان 1385

نوع مطلب :عمومی، 

 

آلبوم جدید و فوق العاده زیبای دینا حایک به نام Ta3a La Alby  با دو کیفیت

 

آلبوم جدید و زیبای Zober به نام بی وفا با دو کیفیت


جمعه 21 مهر 1385

نوع مطلب :عمومی، 

دیگه اگه نظر ندین تعطیلش میکنیم


جمعه 21 مهر 1385

نوع مطلب :عمومی، 


تقدیم به تنها فرشته ی زمین (مریم)

جمعه 21 مهر 1385

نوع مطلب :رومانتیک، 

 

وقتی دلم به دردمی آید و کسی نیست به حرفهایم گوش کند وقتی تما م غم های عالم در دلم نشسته است وقتی احساس میکنم درد مندترین انسان عالمه .وقتی تمام عزیزانم با من غریبه میشوند و کسی حرمت اشکهای نیمه شبم را حفظ نمی کند. وقتی تمام عالم را قفس میبینم بی اختیار از کنار آنهایی که دوستشان درام بی تفاوت می گذرم در لحظات سکوت و تکیده شب در تنگنای بغض فرو خورده در کور سو یک روزنه ی امید و در انتهای فاصله ها تکرار لحظه های گذشته ام را آرزو دارم

 

وقتی چشمات دیگه اشکی برای ریختن نداشته باشه

وقتی دیگه قدرت فریاد زدنم نداشته باشی........

وقتی دیگه هر چی دل تنگت خواسته باشه گفته باشی

وقتی دیگه دفتر و قلم هم تنهات گذاشته باشن.......

وقتی از درون تمام وجودت یخ بزنه...........

وقتی چشم از دنیا ببندی و آرزوی مرگ کنی........

وقتی احساس میکنی دیگه

هیچ کس تو رو درک نمی کنه

وقتی احساس کنی تنها ترین تنهای دنیا هستی

و وقتی باد شمع نیمه سوخته اتاقتو خاموش کرد

چشمهایت را ببند وبا تمام وجود

از خدا بخواه که صدات کنه

سرشارم از بوی زندگی ، بوی باران ، لطافت ، سبزی ؛ سرشارم از دوست داشتن . دعواهای دلتنگیم ، توأم با عشق است . لبخندی بر لبانم و . . . آشتی . هر روز خطا ، پشیمانی ، سپس گریه . " پروین " می گوید : " هزار كوه گرت سد ره شوند ، برو ! " و سرشارم از حس رفتن ، ماندن ، و پرواز . . . حتی اگر هنوز ، اراده ی كافی نداشته باشم ! اما می دانم كه سر شارم . . .

 

آمد اما در نگاهش آن همه رویا نبود

چشم خوابش چون گذشته عرصه دریا نبود

قصه ها میگفت هر چند از دلم دلگیر بود

یک بوسه خواستم اما دلش با ما نبود

خواهشش کردم که امشب را بمان در خانه ام

گفتم اما چون گذشته عاشق و بر نا بنود

در میان تیرگی از کلبه من دور شد

رفت جانم با دلش هر چند بی پروا نبود

روزگار ی یاد دارم دلبری جانانه بود

جان ربود از جان من اکنون که او اینجا نبود

من دلی میخواستم تا با دلش راهی شود

او دلش در عاشقی هر چند پا بر جا نبود

 


شنبه 15 مهر 1385

نوع مطلب :عمومی، 


شنبه 15 مهر 1385

نوع مطلب :عمومی، 

?????? At site

?????? At site

 ?????? At site

 ?????? At site

 ?????? At site

 ?????? At site

?????? At site

?????? At site

     

    

   

 ژ

Image hosting by TinyPic



?????? At site

 ?????? At site

 

  ?????? At site

?????? At site

Image hosting by TinyPic


پنجشنبه 13 مهر 1385

نوع مطلب :عمومی، 

سلم  من دو باره او مدم نظر هاتو ن  .........................................


شنبه 1 مهر 1385

نوع مطلب :عمومی، 

سلام من مجتبی هستم این همه عکس  اگه کافی نیست بگین تا من بترکونم  با عکس  عکس های خودم و بچه های شهرکرد که رفته بودیم شمال  فکه همه می افته وقتی اونها رو دیدن  ممنون میشم معرفت داشته باشین و نظر بدین  ....


پنجشنبه 30 شهریور 1385

نوع مطلب :عمومی، 

نوشته

برای دیدن همه عکسها به قسمت متن کامل بروید



پنجشنبه 30 شهریور 1385

نوع مطلب :عمومی، 

سلام من همیشه میام اوImage hosting by TinyPicنم با عکس های خفن این عکس یه اشنا هست

بعد بگین من بدم این همه عکس حال کنین


تقدیم به تنها فرشته ی زمین (مریم)

دوشنبه 27 شهریور 1385

نوع مطلب :عمومی، 

 

برای امشب بسه امیدوارم فردا شب بیای خودت خوب می دونی که انتظار خیلی سخته .البته انتظار کشیدن برای تو شیرین.حتی شیرین تر از عسل

مطمئنم که هیچ کس نمی تونه تو رو از ذهن و قلب و روح من جدا کنه(دوستت دارم)

 

گفته بودم

 

دوستت دارم چون تنهاترین ستاره زندگی منی    

دوستت دارم چون تنها ترین مصراع شعر منی

دوستت دارم چون تنها ترین فکر تنهایی منی

دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی

دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی

دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی

دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی

برو ای دوست برو برو ای

 دختر پالان  محبت بر دوش

دید ه برمن مفکن و نازت مفروش

کم بگو مال تو کو جای تو کو بنده زر

گرمرا زر نیست تخم طلاست مردم من

زاده رنجم و دامان شرف رنج پدر شرف مادر

تنها با گل ها گویم غمها را

نه کسی داند نه کسی اید

به غم هستی که به دل دارم

به چه کس گویم شده قلب من

 

چو شب تارم چون ابری سرگردان

نظر یادتون نره



 

ای معشوقی که سرشار از زنانگی هستی

و به جنسیت خویش غره ا ی بخاطر عشقت

ای پرستار :ای مومن : پیروزی تو میوه حقیقت توست

رگبارها و برف ها و طوفان ها وافتاب آتش نیز به تحمل

صبر شکستی:باش تا میوه غرورت برسد.

من از پشت شبهای بی خاطره

من از پشت زندان غم آمدم

من از ارزوهای دور و دراز

من از خواب چشمان غم آمدم

تو تعبیر رویای نادیدگی

تو نوری که بر سایه تابیده ای

تو یک آسمان بخشش بی طلب

ندارد باغ پاییزی رخ زردی که من دارم

نمی داند کسی حال من و دردی که من دارم

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تو را

خبر از سرزش خار جفا نیست و را

رحم بر بلبل بی برگ و روا نیست و را

الطفاتی به اسیران بلا نیست تو را

ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست تو را

بااسیرغم خود رحم چرانیست تو را

 

هر گز نخواستم که تو را با کسی قسمت بکنم

یا از تو حتی با خودم یه لحظه صحبت بکنم

هرگز که به داشتن تو عادت بکنم

بگم فقط مال منی به تو

جسارت بکنم

در من کشته  شمشیر بلا می داند

سوز من سوخته داغ جفا می داند

سکنم ساکن صحرای فنا می داند

همه کس حال من بی سرو پا می داند

پاک بازم همه کس طوق مرا می داند

عاشقی همچو منت نیست خدا می داند



فهرست وبلاگ

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

آرشیو

نویسندگان

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها